|
فرهنگ شفاهی در میان ایرانیان
علت بیگانگی ایرانیان نسبت به نوشتن چه چیز می تواند باشد؟! بسیار در این مورد گفته و نوشته شده است. شماری از پژوهشگران علت این امر را وجود فرهنگ شفاهی در میان ایرانیان از دیرباز تاکنون دانسته اند. البته نظرات دیگری نیز در این زمینه مطرح شده است، اما من علت پرسش یاد شده را بر همین فرض قرار داده ام. ادامه مطلب کمبود مطالعه، چشم اسفندیار روزنامه نگاری
پیشینه روزنامه نگاری در ایران بسیار طولانی است و افزون بر 120 سال از انتشار نخستین روزنامه ( کاغذ اخبار ) ایرانی توسط میرزا صالح شیرازی می گذرد. البته بدیهی است که با همه پیشینه ای که کار روزنامه نگاری در ایران دارد هنوز نسبت به همتای غربی خود جوان به شمار می رود و راهی بس طولانی را در پیش رو دارد. روزنامه نگاری مدرن در دنیای پیشرفته وارد مراحل تازه ای از کار خود شده است. به عبارت دیگر، یکی از بسترهای مناسب برای توسعه کار روزنامه نگاری وجود فضای باز و یا به عبارت دقیقتر وجود آزادی های لازم برای نوشتن است؛ از جمله دیگر ملزومات مورد نیاز وجود رقابت میان روزنامه های گوناگون است. از همه این ها گذشته مهارت و تخصص روزنامه نگار نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. به عبارت دیگر، روزنامه نگار افزون بر دانش روزنامه نگاری باید آگاهی و دانش لازم را در مورد علوم گوناگون داشته باشد.
ادامه مطلب یاد انقلاب مشروطه گرامی!
نمی دانم این چه احساس رسالتی است که هر سال در آستانه نیمه مرداد ماه، می خواهم درباره مشروطه بنویسم. شاید گونه ای ادای دین باشد؛ چرا که انقلاب مشروطه حقی بزرگ به گردن همه ایرانیان دارد. در واقع، چهاردهم مرداد در تاریخ ایران یادآور یکی از بزرگترین دگرگونی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی است. این دگرگونی چیزی جز انقلاب مشروطه نیست. ازاین رو قصد آن دارم تا در این نوشتار کوتاه، نگاهی هرچند خلاصه به انقلاب مشروطه و شرایط شکل گیری آن بیفکنم. هنگامی که کشورهای غرب اروپا با گذر از دوران نوزایی( رنسانس ) وارد دوران صنعتی و مدرن شدند؛ کشورهای شرق، به ویژه خاورمیانه همچنان در دوران کهن و قرون وسطایی به سر می بردند. درواقع، تمام دوران سده هجدهم، در زمانی که کشورهای غربی وارد دوران نوین صنعتی شده و مشغول نوسازی و توسعه کشور خود بودند؛ سرزمین ایران محل درگیری و نزاع سه قبیله و ایل بزرگ افشار، زند و قاجار بود. سرانجام در واپسین دهه سده 18 ایل قاجار به رهبری آغامحمدخان توانست با شکست ایل ها و قبایل دیگر، هژمونی خود را بر سراسر ایران تحکیم بخشد. ازسوی دیگر، اوایل سده 19 همزمان شد با نفوذ قدرت های استعماری در ایران. براین اساس، روسیه از شمال و انگلستان (که با توسعه قدرت دریایی و نظامی خود توانسته بود در آب های جنوب ایران حضور قدرتمندی داشته باشد تا فرآیند عبورومرور کشتی های کمپانی هند شرقی را از هندوستان به بریتانیا تقویت کند.) از جنوب شروع به تحریکات گوناگونی کردند. فتحعلی شاه قاجار که گمان می کرد می تواند در جنگ هماورد دو قدرت یادشده باشد، نخست با تحریک روسیه وارد جنگ شد. بدیهی است که دستاورد این جنگ چیزی جز عهدنامه گلستان (1813 ) و از دست رفتن شماری از ایالات و شهرهای شمالی، شمال شرقی و شمال غربی کشور نبود. به فاصله حدود 15 سال بعد، شاه قاجار که همچنان در توهم بازپس گیری مناطق از دست رفته کشور به سرمی برد، وارد جنگی تازه شد که آن را نیز حاصلی جز از دست رفتن شهرهای جدید و تن دادن به عهدنامه ترکمان چای (1828 ) نبود. دراین میان، انگلستان نیز با حضور در افغانستان و تحریک افغان ها باعث شکل گیری جنگ هرات و جدا شدن افغانستان از ایران شد. درواقع، رخدادهای یادشده هشداری برای حکومت قاجار بود که دنیا دگرگون شده و دیگر با شمشیر و نیزه و پهلوانی نمی توان جلوی ارتش های مدرن ایستاد. عباس میرزا؛ ولیعهد و نایب السلطنه فتحعلی شاه، نخستین کسی بود که به فکر نوسازی افتاد. ادامه مطلب شگفتی در 90 دقیقه!
یکشنبه هفتم مرداد ماه جاری، عراق 90 دقیقه در سکوت فرو رفت. هر عراقی با هر دین، مذهب و ایدئولوژی 90 دقیقه نقس خود را در سینه حبس کرد. در عراق جنگ زده، حدود 90 دقیقه صدای انفجارها و شلیک گلوله ها قطع شد. عراقیان در روز یکشنبه تجربه کردند که می توان با دارا بودن هر تفکری، به خاطر منافع ملی و هدف مشترک بر هم شلیک نکرد. عراقیان، این را به نیروهای خارجی مستقر در کشورشان به خوبی نشان دادند که به رغم انواع تفاوت ها، اما هنوز منافع و اهداف ملی مشترک زیادی دارند… به هر حال، هنگامی که در مسابقه پایانی فوتبال، یونس محمود با ضربه سر گل پیروزی را درون دروازه عربستان جای داد، بزرگترین شگفتی جام چهاردهم ملت های آسیا رقم خورد. به رغم این که تیم ملی عراقق در این مسابقه فاقد ستاره های مشهور خود همچون احمد کاظم، عماد رضا، رزاق فرحان و عبدالوهاب ابوالهیل بود؛ اما توانست جام چهاردهم را از آن خود کند. این پیروزی افزون بر خود عراق، تجربه خوبی برای دیگر کشورهای آسیایی؛ به ویژه اایران است. زیرا تیم ملی عراق نشان داد که با یک تلاش جمعی و مدیریت و برنامه ریزی درست می توان موانع رایکی یکی از سر راه برداشت و به هدف اصلی که همانا دست یافتن به جام ملت های آسیا است، رسید. تیم ملی عراق نه تنها پایانی خوش، که آغاز خوبی هم داشت. این تیم با در هم کوبیدن تیم ملی استرالیا نشان داد که برای دست یافتن به جام، گام به میدان مسابقات گذاشته است. البته فراموش نمی کنیم که همین تیم را، تیم دوم ایران ( حدود یک ماه پیش ) در یک مسابقه درهم کوبید. اما چه شد که تیم نخست ما نتوانست راهی مراحل بعدی مسابقات شود، خود موضوع دیگری است که نیاز به بررسی بیشتری دارد… اما به نظر می رسد، در یک نگاه کلی مهم ترین نتیجه ای که می توان از پبروزی تیم ملی عراق بر عربستان گرفت عبارت است از: برای رسیدن به پیروزی در مسابقات ورزشی همانند فوتبال، وجود شرایط امن و آسایش مهم است، اما یک ضرورت اساسی و اجتناب ناپذیر نیست. چرا که تیم ملی عراق در شرایط جنگ داخلی به پیروزی دست یافت. هر چهار تیم وارد شده به دور نیم پایانی و پایانی از مربیان خارجی بهره بردند؛ به ویژه این که هر دو تیم دور پایانی ( عراق و عربستان ) دارای مربی برزیلی بودند. و...امیدوارم مسوولان فوتبال کشور با تجربه اندوزی و پند گرفتن از رخدادهای جام چهاردهم بتوانند حضور بهتری در جام پانزدهم ( قطر 2011 ) داشته باشند. ایدون باد! رستم و اسفندیار در تلویزیون
سخن گفتن در باره اسطوره های ملی همواره برایم از جذابیت ویژه ای برخوردار بوده است. به یاد دارم از هنگامی که کودکی بیش نبودم همیشه ماجراهای رستم و پهلوانی های او با من زندگی می کرد. اما این که چرا اکنون به این فکر افتاده و در این مورد می نویسم، بهانه اش سریالی است که توسط آقای نوریزاد ساخته شده و از شبکه دو تلویزیون پخش می شود. روزی از روزها، یعنی پیش از آغاز پخش سریال؛ ناگهان متوجه شدم که قرار است از شبکه دو سیما، سریالی با عنوان چهل سرباز پخش شود. نخست، هیجان زده شدم. باوزم نمی شد! همواره آرزو داشتم روزی تلویزیون سریال هایی نیز در باره موضوع های تاریخ ملی و اسطوره ای پخش کند... موضوع سریال در باره ماجرای رستم و اسفندیار( یعنی یکی از درخشان ترین فصل های شاهنامه ویکی از زیباترین تراژدی های تاریخ بشری) بود. اما با گذشت یکی دو قسمت از سریال متوجه شدم فیلم آنچنان که باید نتوانسته در ارائه ماجراهای این پهلوانان اسطوره ای ما موفق باشد. البنه این به معنای این نیست که به تلاش آقای نوریزاد ارج گذاشته نشود؛ زیرا وی نخستین کسی است که در سالیان پس از انقلاب به ساختن فیلم در این زمینه پرداخته است. به هر حال در این زمینه بیان چند نکته حایز اهمیت است: 1- عدم ارائه تصویر جذاب، مناسب و نزدیک به حقیقت از پهلوانان اسطوره ای و نامی ایران زمین، همچون رستم دستان، اسفندیار رویین تن، زال زر، زواره، فرامرز و ... فراموش نکنیم که همواره رستم و دیگر پهلوانان شاهنامه در ذهن ایرانیان تصویری بس سترگ و بس بزرگ و فرا انسانی (به ویژه رستم)، البته از نوع مثبت آن داشته اند. اما متاسفانه این سریال نتوانسته از پس این مهم به خوبی برآید. 2- عدم بهره گیری از صحنه پردازیهای دقیق و متناسب با موضوع( به لحاظ تاریخی ) و ماجرا. برای مثال، لوکیشن های انتخاب شده چندان با صحنه پردازی های فردوسی در شاهنامه همخوانی ندارد. همینطور دکوپاژها! بهره برداری و کاربرد تروکاژ و تمهیدات سینمایی و تکنیک های بصری در حداقل خود است. در این ارتباط، می توان فیلم هایی نظیر " تروی " و یا به عبارت بهتر " تروا " را مثال زد. در این فیلم که چند بار هم از شبکه های گوناگون تلویزیون پخش شده است؛ شخصیت آشیل، پهلوان اسطوره ای یونان که " براد پیت " نقش او را بازی می کند، چنان طبیعی و وفادار به اصل اسطوره ساخته و پرداخته شده که کاملا برای تماشاگر باورپذیر است. همچنین است شخصیت های هکتور، آگاممنون، پاریس و … در حالی که در سریال چهل سرباز تا اندازه بسیار کمی از این تکنیک ها و … استفاده شده است. البته، بدیهی است که اینجا هالیود نیست و سینما و تلویزیون ایران از چنان امکاناتی بی بهره است؛ اما سخن بر سر این است که تلاش نشده ار امکانات حداقلی نیز برای بهتر و باورپذیر شدن فیلم استفاده شود. 3- بی ارتباط بودن موضوع هایی نظیر جنگ بدر با داستان رستم و اسفندیار. در این میان کارگردان کوشیده است که با شکست زمان و فلاش بک و فلاش فورواردهای پیاپی موضوع های فیلم را جذاب تر کند. اما به نظر می رسد که در این زمینه بسیار ناتوان عمل کرده است؛ زیرا تماشاگر فیلم به هیچ وجه نمی تواند با این موضوع ها ارتباط برقرار کند. برای نمونه حرکت های پی در پی از ماجرای رستم و اسفندیار به ماجرای جنگ بدر( نه به لحاظ همزمانی تاریخی و نه به لحاظ ارتباط موضوعی )، نمی تواند ارتباط منطقی در ذهن تماشاگر تیز بین ایجاد کند. البته، بخش مربوط به فردوسی تا اندازه ای مرتبط و قابل پذیرش تر است. به هر حال، به نظر می رسد، مهم ترین نکته مثبت فیلم خود فیلم است؛ زیرا همانطور که گفته شد، به رغم تمامی کاستی ها این که برای نخستین بار پس از انقلاب کارگردانی به این موضوع پرداخته است جای سپاس و قدردانی دارد. و مسایلی که توسط این نوشتار عنوان می شودتنها برای نقد این حرکت است. امید وارم، برخی از کارگردانان توانای سینما و تلویزیون ایران به اهمیت ساخت فیلم و سریال در باره اسطوره ها و تاریخ ملی ایران زمین پی ببرند؛ همچنین ای کاش اعتبار و امکانات لازم برای ساخت این گونه فیلم ها( همانند دیگر فیلم ها و سریال ها ) در اختیار کارگردانان علاقه مند قرار گیرد. ایدون باد! زنان پابه پای مردان
انتخاب خانم پراتیبا پاتیل 74 ساله به ریاست جمهوری هند، از جمله رخدادهایی است که موجب خوشنودی هواداران برابری زن و مرد در هند و نیز در تمامی جهان شده است. هم اکنون زنان در گوشه و کنار دنیا نشان می دهند که هیچ حوزه و رشته ای نیست که نتوانند در آن وارد شده و خودی نشان دهند. به هر حال، انتخاب خانم پاتیل به ریاست جمهوری هند، بهانه ای شد تا نگاهی به ورود زنان به عرصه های اجتماعی داشته باشم. حضور زنان در عرصه های گوناگون جامعه روز به روز پررنگ تر می شود. هم اکنون در بسیاری از کشورهای پیشرفته؛ چه در رشته های نظری و چه در رشته های عملی و علمی، زنان نقش بسیار مهمی را برعهده دارند. در ایران نیز به ویژه طی سالهای اخیر، زنان حضوری تعیین کننده داشته اند. این حضور را می توان در عرصه های گوناگون مشاهده کرد: حوزه های مختلف اقتصاد ، تجارت، صنعت، تولید ... و حتی در سطوح نظری، آکادمیک و ... در واقع، گسترش حضور زنان در جامعه حاصل ایجاد و توسعه مدرنیته در جوامع است. در دوران پیشا مدرن و پیشا صنعتی ، یعنی در دورانی که هنوز مناسبات زمین داری و فئودالی در جهان حکم فرما بود، زنان تنها در خانه حضور داشتند و جزئی از دارایی مرد به شمار می رفتند. زن در این دوران هیچ حضور و نقشی در جامعه نداشت. در ایران خودمان نیز وضع زنان چندان تفاوتی با دیگر نقاط جهان نداشت... به هر حال این وضع ادامه داشت تا این که از سده های 14 و 15 میلادی، یعنی دوران رنسانس (نوزایی)، نخستین نسیم های بورژوازی در شماری از کشورهای اروپایی وزیدن گرفت. نخست، بورژوازی انگلستان در رخدادهای انقلاب صنعتی در سده هفدهم به گونه ای آرام وبه مرور، نظم کهن را واژگون و نظم نوین یعنی مناسبات بورژوازی(سرمایه داری) را جایگزین آن کرد. دومین دگرگونی در 1789 و در فرانسه، آن هم به شکلی خونین رخداد و مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... را به طور کامل دیگرگون کرد. انقلاب فرانسه بسیار بزرگ و سترگ بود و تا آن زمان بشریت هیچ انقلاب و دگرگونی اجتماعی-اقتصادی مشابهی را در تاریخ به یاد نداشت. انقلاب فرانسه در عین حال اثری قطعی بر دگرگونی نظم کهن در اروپا و سپس کل جهان داشت. به عبارت دیگر، رویدادهای فرانسه میان سالهای 1789 تا 1872 یعنی در حدود یک سده چنان گونه گون و از چنان غنایی برخوردار بود که هنوز در حوزه علوم سیاسی و در بیشتر دانشگاه های جهان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد... بحث بر سر زنان بود و این که با شکل گیری فرماسیون سرمایه داری، اصولا حضور زنان در جامعه به مرور تثبیت شد. بواقع، بورژوازی بر خلاف روابط زمین داری که زنان را در خانه و با انواع قید و بند محصور کرده بود؛ زنان را از بسیاری قیود آزاد کرد، چرا که به کار آنان نیاز داشت. در مناسبات جدید، واحد اقتصادی کارخانه و تجارت رقابتی بود؛ اقتصاد کالایی به تولید انبوه نیاز داشت و این ممکن نبود مگر با کار همزمان مردان و زنان دز واحدهای اقتصادی. از این رو، فرماسیون جدید خانه نشین بودن زنان را به هیچ رو بر نمی تابید. با گسترش مناسبات مدرن در تمامی تار و پود جوامع اروپایی و به مرور با نفوذ و گسترش این مناسبات در کشورهای پیرامونی( جهان سوم )، جهان دچار چنان تغییرات و تحولاتی شد که از ابتدای تاریخ بشر تا آن زمان، مانند نداشت... و بدین سان، با توسعه مدرنیته در جوامع مختلف، حضور زنان در عرصه های گوناگون جامعه تثبیت شد. در این میان، اگر به حضور زنان در جامعه خودمان نیز توجه کنیم، به این نتیجه می رسیم که این حضور به تقریب از زمان انقلاب مشروطه آغاز شد و حدود یکصد سال است که این حضور ( اگر چه در مواقعی به تناوب و با نوسان همراه بوده ) روندی فزاینده را دنبال می کند. هم اکنون افزون بر 60 درصد دانشجویان دانشگاههای کشور را زنان تشکیل می دهند. حتی بسیاری از صاحبنظران پیش بینی می کنند که در دهه آینده، میانگین زنان با تحصیلات عالی نسبت به شوهران با تحصیلات عالی بسیار بیشتر خواهد بود؛ اما این که این رویداد قریب الوقوع چه عوارض اجتماعی را در پی خواهد، از حوصله این نوشتار بیرون است و فرصت دیگری را می طلبد. اکنون، زنان در بسیاری حوزه ها حضوری جدی و در قد و قواره مردان دارند. روابط پدرسالارانه در تمامی عرصه ها در حال کم رنگ شدن است. البته زنان هنوز برای حضور همه جانبه در جامعه راه درازی در پیش رو دارند؛ چرا که برخی از مردان هنوز که هنوز است حضور رنان را در بسیاری کارها نامناسب می دانند. اما تردیدی نیست که زنان این آزمون دشوار را نیز چون باقی کارها با موفقیت طی خواهند کرد. ایدون باد! بازی زیبا، شکست غم انگیز
شکست تیم ملی فوتبال ایران از تیم ملی فوتبال کره جنوبی، بسیار غم انگیز بود. مسابقه ای که پس از افزون بر 2 ساعت تلاش، سرانجام نتیجه آن در ضربات پنالتی و به نفع کره جنوبی رقم خورد البته به گفته یکی از دوستان ( گفته ای که طی این سال ها از زبان بسیاری آن را شنیده ام ) ما ایرانیان به فوتبال از نوع ایرانی خو گرفته ایم؛ فوتبالی نتیجه آنرا هرگز نمی توان حدس زد. زیرا در مواردی تیم ملی فوتبال در برابر تیم های قدرتمند به خوبی بازی کرده ونتایج خوبی به دست آورده، اما در مواردی نیز بازی هایی انجام شده که از قد و قواره تیم ملی فوتبال بسیار پایین تر بوده است. به هر حال، اکنون تنها می توانیم بگوییم که اگر بچه ها بیشتر تلاش می کردند شاید نتیجه به گونه ای دیگر رقم می خورد و شاید برای بار چهارم فاتح جام می شدیم و شاید های بسیار دیگری که یک ضربه خطا به توپ، همه آن ها را نقش بر آب کرد. قصد من به هیچ رو محکوم کردن تیم ملی و اعضای رهبری آن نیست ( گو این که هر چهار تیم وارد شده به نیمه نهایی از سرمربی خارجی برخوردارند ) زیرا، تیم ملی نیز متاثر از عوامل و فرآیند های بسیار است که اگر آماده باشند احتمال پیروزی فزونتر می شود. امروزه دنیای مدرن، نقش و اهمیت فوتبال را به خوبی درک کرده است. حتی در کشورهایی همانند کره جنوبی و ژاپن، شرکت ها و کمپانی های بزرگ تجاری اسپانسر و پشتیبان تیم های فوتبال و به ویژه تیم ملی هستند. اما فوتبال در کشور ما با این که در سال های اخیر تاحدی حرفه ای شده اما هنوز با شرایط حرفه ای کامل فاصله زیادی دارد. برای مثال بسیاری تیم ها ی ما فاقد ورزشگاه و زمین بازی استاندارد هستند... فوتبال در دنیای مدرن و حرفه ای از بسیاری رویدادها و پدیده ها تاثیر می گیرد و بر بسیاری رویدادها و پدیده ها اثر می گذارد. هیجانی که مسابقه فوتبال در میان مردم و به ویژه جوانان ایجاد می کند، شاید با هیچ ورزش و مسابقه دیگری قابل مقایسه نباشد. همین هیجان را می توان به نفع فوتبال آن هم از نوع ناب آن ساماندهی کرد. برای مثال بهره گیری از فرهنگ اسطوره ای و پهلوانی و تطبیق آن ها با فوتبال می تواند کارکری دوسویه داشته باشد؛ یعنی هم فرهنگ فوتبال را بومی کند و هم فرهنگ ملی را میان جوانان توسعه دهد. انگار از اصل ماجرا دور افتادم. نمی دانم شاید این هم از ویژگی های فوتبال باشد که قادر است به هزار چیز دیگر ختم شود. به هر حال، ای کاش کره جنوبی را شکست می دادیم و بدون تردید اگر وارد مرحله نیمه نهایی شده بودیم مثل آب مثل آب خوردنی به سکوی قهرمانی قاره کهن دست می یافتیم. به امید پیروزی های آینده تیم ملی فوتبال! ایدون باد! اینترنت، رب النوع اطلاعات
شاید بهترین مقدمه برای این وبلاگ تقدیس آزادی اطلاعات و همزمان آزادی قلم باشد. براساس منشور حقوق بشر که کورش بزرگ بنیانگذار آن است، انسان ها آزادند و کسی نباید آزادی انسان ها راسلب کند. در این میان، اینترنت و دنیای اطلاعات الکترونیکی از جایگاه بس مهمی برخوردار است. اینترنت، به عنوان مظهر انقلاب تکنولوژیهای اطلاعاتی، این فضا را برای ما انسان ها ایجاد کرده تا بتوانیم آزادانه و با سرعتی باورنکردنی، بسته های اطلاعاتی را با فشار یک کلید، از یک سوی کره زمین به سوی دیگر آن بفرستیم. بی تردید، اگر اینترنت در زمان رواج رب النوع ها و ایزدان گوناگون در یونان ویا ایران باستان درست می شد، آن را ایزد یا رب النوع اطلاعات می خواندند. در بیان اهمیت اینترنت، همین بس که هر کس با هر دلبستگی و با هر حرفه و رشته ای می تواند ایده آل های خود را در این فضای بی کران اطلاعات به دست آورد. پس بیایید با احترام به عقاید و حقوق دیگران، نظرات خود را در آن بیان کنیم. ای بسا که با بهره گیری از نظرات و تجربیات یکدیگر بتوانیم دنیا را زیباتر کنیم. |